
نظرات شما عزیزان:
yousef 
ساعت20:04---4 بهمن 1394
سلام سلام پسر
سلام به همگی
راسی داداشی طرحم تمام رفته امشب بیا چت
پاسخ:سلام...خو زودتر میگفتی ..من فعال کنم وا...الان دیگه اصلا نمیتونم از خونه بیرون برم...فردا ردیفه
آرتمیس 
ساعت22:41---3 بهمن 1394
متاسفم...
من کلا با پسر جماعت روبه رو نمیشم...تازه اونم پسرای هار مهد کودکی...بیچاره دختر عموم..اولین دندون شیریش اینطوری افتاد...دماغ منم داداش دوستم نزدیک بود بشکنه..ولی اونقد که برای دندون شیری ناراحت شدم برا دماغ خودم نشدم.. پاسخ:البته آره...درست میگی...دختر هرچی هم که عصبانی باشه..بهتره با پسرا درگیر نشه...اره درست گفتی...میفهمم...یه بار یه پسر ازم بزرگتر میخاس منو بزنه...یه هو دیدم پسره روی هواس...مانی خیلی خونسرد بلندش کرده بود با پس گردنش...بعد بردش بالای سطل اشغال خیابونی بعد انداختش اونجا...حس خوبی داشتم اونروز...مانی مثل یه روبات عمل کرد
آرتمیس 
ساعت22:14---3 بهمن 1394
سلام...خوبی؟ کلا درد خواهر برادر از درد خود آدم بدتره..یه بار یه پسره خواهرمو از رو دوچرخه هل داد یکی از دندونای شیریش افتاد..منم انقدر عصبانی شدم که حد نداشت..میگفتم باید بریم از پسره شکایت کنیم..راستی چرا گفتی مامان ندارم؟ خدای نکرده اتفاقی افتاده؟..الان اینجا انقد بارون اومده که آسمون قرمز شده.. پاسخ:سلام ارتمیس جان...آره...من بیشتر از خودم برای اطرافیام نگران میشم...فک کنم اونام همینطور باشن...پس بی حسابیم......شکایت چیه؟...خودت حقشو کف دستش میزاشتی...آره اینو گفتم...کاش میشد خصوصی بهت بگم...بی خیال...ولی اینجا میگن امشب بارون میاد
پاسخ:راستی بخاطر نظرت ممنون مرسی تشکرررررررررررررررررر
|